مفاهیمی چون آسیب شناسی اجتماعی و پزشکی اجتماعی توجه عمومی زیادی را به مبانی بهداشت عمومی و پزشگی پیشگیرانه در جوامع مدرن جلب کرده اند. موضوع پزشکی اجتماعی و تدریس آن اخیرا به طور گسترده در انگلستان و ایالات متحده مورد بحث قرار گرفته است؛ در مناطق زبان فرانسوی زبان و آلمانی زبان چنین تحولاتی چند دهه قبل پیش اتفاق افتاده بود. خوب است که یک لحظه تعریف دقیق تری از علم آسیب شناسی اجتماعی ارائه دهیم تا دچار سردگمی نشویم. در این مقاله منظور از اصطلاح "آسیب شناسی اجتماعی" نشان دادن (اثبات) دکترین سیستماتیک، تا حد ممکن با استفاده از ابزارهای کمی، ارتباط بین شرایط آسیب شناختی واقعی انسان، مثلا بیماری های انسانی در مفهوم پزشکی - بالینی و شرایط اجتماعی محیط انسان است. نعریف زیر ارائه می شود:

رابطه بین بیماری و شرایط اجتماعی محتوا آسیب شناسی اجتماعی را تشکیل می دهد؛ اساسا روش اسیب شناسی اجتماعی توصیف جامعه شناختی این رابطه است که توعا بر اساس تحلیل آماری از یافته های کمی بدست می اید. هدف آن تعمیم فرهنگ بهداشت در میان همه افراد جامعه و نسل های آنها از طریق مراقبت های پزشکی، آموزش بهداشت، قانون حمایتی و سایر ابزارهای سیاست اجتماعی است ....

از منظر پزشکی اجتماعی، فراوانی یک بیماری و نوع اجتماعی-پاتولوژیک آن است که آن را یه یک مشکل اجتماعی تبدیل می کند؛ لزوما تشخیص یک بیماری کار دشواری نیست ...

ماهیت پیچیده یک تحلیل جامعه شناختی و اجتماعی- آسیب شناختی زمانی مشخص می شود که به بررسی گسترش یک بیماری در بین گروه های مختلف جوامع بشری باشیم. مشاهده گروهی ویژگی هر مطالعه اجتماعی- آسیب شناختی است و به همین دلیل اپیدمیولوژی به عنوان توصیف و تحلیل آماری انبوه بیماری ها از نظر روش به اسیب شناسی اجتماعی نزدیکتر است.

اظهار نظر در  مورد اسیب شناسی اجتماعی باید این نکته را روشن کند برای اینکه رشته پزشکی اجتماعی به یک رشته دانشگاهی تبدیل شود و یا برای اینکه  ابعاد درمانی، پیشگیری و پزشکی اجتماعی از همدیگر قابل تشخیص باشند، باید در برنامه درسی دانشجویان علوم پزشکی یک مولفه را وارد کرد. 

این مولفه جدید،  عنصر اجتماعی سلامتی و بیماری است و یا رابطه بین شرایط اجتماعی محیط روزمره و سلامتی و یا فقدان سلامتی است. رابطه میان محیط اجتماعی و شرایط سلامتی است تقریبا در مورد همه  بیماری ها با درجاتی از تفاوت وجود دارد.

در بعضی از بیماری ها این مولفه اجتماعی بدیهی است مانند سل، تب روماتیسمی مزمن، نرم استخوان نسبت به دیگران، مانند سرطان، دیابت، پسوریازیس. برای پیدا کردن تفاوت اختلاف اجتماعی در بیماری و مرگ و میر که اغلب با تفاوت بین گروه های نژادی، جغرافیایی یا ملی در ارتباط است، جوهر آسیب شناسی اجتماعی است که به دلیل زایش آن در نسل های آینده، به بحث در مورد نقش عامل وراثت در بیماری نیازمند است. این یک وظیفه مهم  وجدید بهداشت عمومی است. در عین حال، عنصر کمی (آماری) و کیفی (اجتماعی) آسیب شناسی انسان، به شفافیت تئوری پزشکی اجتماعی کمک می کند که در غیر اینصورت  مورد ابهام قرار خواهد گرفت....

تاسیس مراکز سلامت برای ارائه انواع خدمات پزشکی، درمانی و پشگیری به خانواده ها بعنوان واحد گروه ( نه تنها به افراد گذری همسن وسال، بلکه به گروه های شغلی و یا گروه در معرض بیماری) گام مهم دیگری در توسعه پزشک اجتماعی است.

شاید این سوال پرسیده شود که ایا در پزشکی اجتماعی می توان از روش های بشدت تجربی علوم طبیعی و مشاهده افراد استفاده کرد. در همه رشته های علوم اجتماعی مشاهده جمعی اساس تحلیل های آماری، روش های گذشته نگر و آینده نگر موجود در علوم طبیعی است از طرف دیگر، روش تجربی از ابتدا با امکان ذاتی تکرار پذیری در اختیار آزمایشگر(تجربه گر) قرار دارد.  این مساله بندرت در بررسی های وقایع اجتماعی برنامه ریزی شده صدق می کند.

بعد از این دوره کلاسیک اکتشافات میکروبیولوژیکی، درمان های تخصصی و پیشگیری کننده بود که بهداشت دست کم در تمدن غربی به یک علم طبیعی اصیل تبدیل شد و محیط زیست طبیعی انسان به جهانی امن برای زندگی تبدیل گشت مانند جهان میکروب ها، بدین ترتیب بهداشت عمومی وارد مرحله سوم حیات خود شد. با قرار دادن انسان در محیط پژوهش، محیط اجتماعی یعنی شرایط اجتماعی خاصی که تحت آن انسانها مجبور می شوند با هم زندگی کنند، کار کنند و فرزندان خود را تربیت کنند، سلامت و بهداشت عمومي نيز به يک علم اجتماعي تبديل شده است ... .

با درنظر گرفتن همه پیشرفت های علم پزشکی که عصر مدرن به ارمغان اورده است و با بررسی منظم شرایط اجتماعی، اقتصادی و شغلی گروههایی که جوامع مدرن را تشکیل می دهند، سلامت عمومی براساس تئوری خاص خود در حدفاصل بین علوم اجتماعی و علوم پزشکی بوده و ویژگی های علوم اجتماعی را کسب کرده است. این مفهوم اسیب شناسی اجتماعی به مفهوم پزشکی کلمه است، مانند علت شناسی اجتماعی و نیز درمان اجتماعی، که می توان آن را در یک کلمه " پزشکی اجتماعی" خلاصه کرد.

ارائه سیستماتیک حقایق اجتماعی-آسیب شناختی و تفسیر انتقادی آنها براساس تحقیقات جدید کشورهای انگلیسی زبان هنوز از در دسترس نیست. این وظیفه آینده ارزش آن را دارد که "نظام پزشکی اجتماعی" نامگذاری شود که در آن هر بیماری باید با توجه به علل اجتماعی آن و عامل احتمالی وراثت مورد بررسی قرار گیرد. این تلاش در ابتدای قرن بیستم توسط پیشگام آسیب شناسی اجتماعی، آلفرد گروجان، که ... اولین کتاب درسی پزشکی را تحت این عنوان تالیف کرد، انجام گرفت. اولین نسخه کتاب آسیب شناسی اجتماعي او در سال 1911  چاپ شد و عنوان فرعی مهم آن را «تلاش در دکترین ارتباط اجتماعي بيماري به عنوان اساس پزشکی اجتماعي و بهداشت اجتماعي» گذاشت.

هدف پزشکی اجتماعی دستیابی به تعمیم فرهنگ سلامتی در جوامع مدرن است.....

به هیچ وجه نباید پزشکی اجتماعی را با پزشکی "اجتماعی شده" یا تحت کنترل دولت اشتباه گرفت. طبیعی است که پزشکی اجتماعی، بیمه درمانی و موسسات مرتبط با مراقبت های پزشکی باید در درجه اول به گروه های کم درآمد خدمت کنند و از آنها در برابر خطرات پیش بینی نشده زندگی محافظت کنند. اما در مجموع، پزشکی اجتماعی، مشخصه روندی است که از سوی سیاست های اجتماعی مدرن و قوانین حمایتی در هر جامعه ای پذیرفته شده است و یا در هر جامعه بشدت مکانیزه دارای تولید بسیار انبوه پذیرفته خواهد شد. تحقیق در مورد علل اجتماعی بیماری که پایه اصلی پزشکی اجتماعی است، در هر اقتصاد صنعتی که دوران یک ضرورت است خواه سرمایه داری و بنگاه های آزاد باشد خواه سوسیالیسم و اقتصاد برنامه ریزی شده....

آسیب شناسی اجتماعی در به معنای دقیق پزشکی عبارتست از دکترین سیستماتیک بررسی رابطه بین شرایط واقعی آسیب شناختی، یعنی بیماری های انسانی در معنای بالینی و انسان در محیط روزانه اش. آسیب شناسی اجتماعی به عنوان یک علم پزشکی نباید مانند جامعه شناسان که در اصطلاحات خود از خانواده های متلاشی شده، طلاق، جرم و جنایت، فحشا، بیکاری، جنگ و یا سایر انحرافات موجود در زندگی خانواده ها، دولت و جامعه استفاده می کنند، خود را به توضیح گسترده ناسازگاری های اجتماعی کلی بکند. از آنجا که آسیب شناسی اجتماعی در معنای پزشکی و نتیجه گیری آن، بدنبال تعمیم فرهنگ سلامتی در میان نسل های حاضر و آینده است، بحث در مورد نقش عامل وراثت در بیماری ها نیز ضروری بنظر می رسد.

برای مطالعه نظام مند تفاوت های اسیب شناختی اجتماعی در مرک و میر و بیماریها، نیازمند تئوری و تعریف روشن از پزشکی اجتماعی هستیم. نظریه طب اجتماعی جدا از دانش پایه پزشکی، شامل بهره مندی از علوم اجتماعی، جمعیت شناسی و علم اصلاح نژاد و همه علومی است که در کاربرد انتقادی امار مورد استفاده قرار می گیرند.

استاد طل پیشگیری تنها با مفهوم علت شناسی اجتماعی در ذهن، با استفاده از روش مشاهدات گروهی (آمار) و تجزیه و تحلیل اجتماعی مشکلات پزشکی است که به استاد طب اجتماعی تبدیل می شود؛ همچنین او نام دیگری را هم یدک می کشد و آن استاد پزشکی بالینی است.

فعالیت های پزشکی اجتماعی، هر چند اساسا به نتایج تحقیقات پزشکی وابسته است، نه تنها در مورد تک تک افراد بیمار اعمال می شود، بلکه حتی بیشتر از آن در مورد گروه های خاصی از افراد جامعه که ضرورتا بیماری اشکاری ندارند، هم کاربرد دارد، اما بالقوه از سوی عاملان اجتماعی محیط خود مورد تهدید قرار می گیرند.

این مقاله برگرفته از مجله بهداشت عمومی در آرشیو لجمن امریکایی بهداشت عمومی می باشذ.